ظرف شکستنی

یاسوناری کاواباتا

برگردان: لیلی مسلمی

در گوشه ای از شهر، فروشگاه خريد وسايل تزئينی قرار داشت. جلوی درب اين مغازه، مجسمه سفالی رب النوع بودايی به نام «كانان» 1 كنار پياده رو گذاشته شده بود. مجسمه تقریبا هم اندازه ی جثه دختری دوازده ساله می شد. هربار كه قطار از راستای درب شيشه ای مغازه رد می شد٬پوسته سرد «كانان» ذره ای ترك بر می داشت و من هربار که از جلوی آن مغازه رد می شدم٬ نگران بودم مبادا مجسمه روی پياده رو واژگون شود. يك شب خواب ديدم :