قفس: صادق چوبک

قفس

صادق چوبک

قفسی پر از مرغ و خروسهای خصی و لاری و رسمی و كله ماری و زیره ای و گل باقلایی و شیربرنجی و كاكلی و دمكل و پاكوتاه و جوجه های لندوك مافنگی،كنار پیاده رو،لب جوی یخ بسته ای گذاشته شده بود. توی جو، تفاله چای و خون دلمه شده و انار آبلمبو و پوست پرتقال و برگهای خشك و زرت و زنبیلهای دیگر قاتی یخ، بسته شده بود.

ادامه نوشته

خروس سفید: چارلز ویلیام گوین

خروس سفید

چارلز ویلیام گوین

برگردان: رامین مستقیم

دو موی دماغ زندگیِ بانو مرسی ساموئلز را تا مرز جنون کشانده بودند. اوّلی بابابزرگ ساموئلز بود که می‌بایست سال‌ها پیش مرده باشد و به جایش دو سالی می‌شد که سر و مر و گنده،توی صندلی چرخ‌دارش،در خانة بانو مرسی چرخ می‌خورد.سال اولی که بابا بزرگ آمد تا با آن‌ها زندگی کند، سلامتی ازش می‌بارید و محتمل بود که عمرش دراز باشد.
ادامه نوشته